|
All that we see or seem, is a dream within a dream
|
ندانســـتم
کی
آرام
آرام
پیش
آمــدی
از
فلق تا شفق
تابیـــــــدی
بر
بی تابی نگاهم
و
از روزن بی پناه چشمانم
به
قلبم رسیدی.
***
تو
را با خود
با
همه ،قیــــــــاس کردم
رنگ
نگاهــــــــت اما
رنگ
دیگری بود
***
و کودکی تنها
اینک
با
دستان کوچک سردش
دستانت
را
در
پاییز رویاها
چون
خاطره ای گرم میجوید.
***
خورشـــــــید
من
ندانسـتم
کی
بی
صداترین هیاهوی وجودت
لای
لای خوابم شد.